هندوباوران وسیکهـ های افغان، شهروندان “گم شده در بین دو جهان”

آن روز برای جگتار سنگ لغمانی که دکان عطاری دارد از روز های دیگر تفاوت زیاد نداشت. او مصروف کارها در دکانش بود که در روز روشن در مرکز شهر کابل مورد حملهء یک مرد مسلح با کارد قرار گرفت که به نوشتهء آژانس خبری رویترز از وی می خواست تا مسلمان شود، اگر عابران و سایر دکانداران بداد جگتار سنگ نمی رسیدند، احتمال داشت کشته شود.

این حادثه دشواری ها و آزمون های را برملا می سازد که شهروندان هندوباور و سکهـ های افغان با آن مواجه اند.

ایشورداس نویسندهء کتاب”ما باشنده گان دیرینهء این سرزمین” و رییس شورای مرکزی مهاجرین هندوباوران و سیکهـ های افغان در اروپا با تایید فشار های موجود و خشونت ها در برابر سیکهـ ها و هندباوران افغان که در شهر های مختلف افغانستان زنده گی می کنند، می گوید:
“اکثر آنها بنابر شرایط ناگوار موجود، از خانه هایشان بیرون شده نمی توانند، فوراً به مسایل مذهبی و مقدسات مذهبی شان تعرض و اهانت صورت می گیرد. در حالت ناشناسی این خواهش از آنها می شود که مسلمان شوند. اکثر باشنده گان فعلی شهر کابل یا مهاجرین از دیگر ولایات افغانستان و یا هم عودت کننده گان از ایران و پاکستان اند که با مردم هندو سیکهـ اصلاً شناخت نداشته و از این مسئله هیچ اطلاعی ندارند که سیکهـ ها و هندوباوران افغان بومی ترین شهروندان و اتباع مساوی الحقوق افغانستان اند و اکثراً آنها را اذیت می کنند.”

شهروندان سیکهـ و هندوباور افغانستان در حیات اقتصادی این کشور فعال بوده در بازار اسعار، طبابت، ادویهء سنتی و عطاری افغانستان نقش مهم دارند.

اوتارسنگ رییس شورای ملی سیکهـ ها و هندوباوران افغان می گوید، در حال حاضر این اجتماع به حدود 220 فامیل کاهش یافته است، در حالیکه قبل از سقوط کابل در سال 1992 میلادی تعداد سیکهـ ها هندوباوران افغان به حدود 220 هزار فامیل می رسید و آنها نه تنها در شهر کابل بلکه در ولایات ننگرهار و غزنی هم متمرکز بودند.

آژانس خبری رویترز از قول اوتار سنگ می نویسد که گفته است، در دوران زمامداری طالبان، شرایط برای سیکهـ ها و هندباوران افغان دشوار تر شد، آنها در معرض مجازات در ملاعام قرار گرفته و دختران شان از رفتن به مکاتب ممنوع ساخته شدند. آنها مجبور شدند تا علایم تفکیک از دیگران را که فیته های زرد بود، داشته باشند.

با سقوط رژیم طالبان، با وصف آنکه در دههء که گذشت شرایط برای آموزش اطفال به شمول دختران در افغانستان مساعد شده است، اما هنوز هم اطفال سیکهـ و هندوباور افغان نمی توانند بطور آزادانه به مکتب بروند.

جسمیت سنگ هشت ساله از جمله چند طفل محدود بود که به مکتب می رفت، اما به نوشتهء رویترز، اینک او هم نسبت اذیت و آزار سایر شاگردان دیگر نمی تواند به مکتب برود.

ایشورداس با اشاره به محدویت های موجود در این رابطه می گوید:
تا جاییکه من اطلاع دارم در هیچ یک از مکاتب دولتی کابل، فرزندی از جامعهء سیکهـ ها و هندوباوران افغان درس نمی خواند، ولی به این مفهوم نیست که آنها به درس علاقمند نیستند، سخت علاقمند به درس اند که بروند درس بخوانند، به مدارج عالی برسند، دانشگاه بروند، اما شرایط آماده نیست، آنها را در مکتب اذیت می کنند. مثلاً به لباس شان، به دستار، موی و ریش شان تحقیر و توهین صورت می گیرد.”

دشواری های افغان های سیکهـ و هندوباور افغان به آنچه که گفته شد، خلاصه نمی شود، اطفال آنها آزادنه و در کمال مصوونیت به مکتب رفته نمی توانند، ملکیت های شان توسط زورمندان غصب شده است، نه تنها زنده گی آنها و باورهای شان با تهدید مواجه است، بلکه حتی بعد از مرگ هم اذیت می شوند. محلات سپردن میت به آتش “شمشان” های سیکهـ ها و هندوباوران افغان غصب شده است و در شهر کابل محلی ندارند که میت شان با احترام به آتش سپرده شود.

تعدادی کثیر از هندوباوران و سیکهـ های افغان به هند مهاجر شده اند و با آنکه هند سرزمین معنوی آنهاست، ولی در آنجا هم خارجی شمرده می شوند.

بلجیت سنگ یک دکاندار در شهر کابل، می گوید:

“در هند ما را به نام افغان می شناسند و با آنکه ما افغان های بومی هستیم در اینجا هم ما را بیگانه می پندارند و ما در بین دو جهان گم شده ایم.”


Leave a Reply