” آدم های که می خندانند و می گریانند”

يك بخشی ازگفتگوی صباالدين رهش با هژبر شینواری

مجلهء سباوون

سال اول، شماره ششم، شماره مسلسل دوازده، سنبله 1367 خورشیدی/کابل، افغانستان

خوب آقای هژبر لطفا بگویید که برای کودکان در عرصه کار تان چه خدمتی کرده اید؟

در مطبوعات کشور ما زمینه کار برای کودکان و اطفال و داشته های برای آنها اندک بوده است و دست اندرکاران هنر و ادبیات نیز در مورد کمتر توجه نموده اند. من چون اثری مطبوع برای کودکان ندارم می توان گفت که تا اکنون در این زمینه کاری موثر و مثمر را انجام نداده ام. ولی جهان و دنیای کودکان هرگز برایم بیگانه نبوده است. آرزومندم تا با تهیهء فلم های انیمیشن در خدمت اطفال و کودکان قرار بگیرم.

پس جریدهء “ستور” و مجلهء “پیشاهنگ” چطور؟

خدمتی را که زمانی مجله “د کمکیانو انیس” به اطفال می نمود، تا اکنون نشریه یی دیگر نتوانسته است انجام بدهد. این عرصه مستلزم توجه است.

حالا بد نیست کمی در مورد فلم کارتونی تان – ببخشید فلم انیمیشن تان بدانیم.

در این مورد هنوز وقت است. اما اشکالی ندارد اگر مختصر معلوماتی بدهم. ما با وسایلی نهایت ابتدایی و حتی برخی وسایلی که ساخته و پرداختهء دستان خود ماست، به کار تهیه این فلم آغاز نمودیم. ما یعنی محترم حیات الله حیاتی، پروین جان پژواک، حسن صامدی و خودم. محترم اسد بدیع بالای موسیقی متن آن کار میکند. دوستانی که از آنها نام بردم با عشق بی پایان به دنیای پرصفا و زیبای کودکان با پشتکار و علاقمندی خاص به هم پیوسته، متحدانه در امر تهیهء فلم تجربی انیمیشن سهیم اند و با تلاشی که در خور احترام است کار و فعالیت می کنند. در تهیه این فلم همه نقش یکسان دارند.

در پیشرفت کار مامحترم واحد نظری، انجنیر لطیف و صدیق برمک کارگردانان ورزیدهء کشور با مشوره های مثمر و تشویق بی پایان سهیم اند.

در فرجام لطفا ضمن ارایه نظر تا در مورد چگونگی بهبود پروسه فلم سازی فلم های انیمیشن در کشور آنچه می خواهید باز گویید.

آرزو دارم با ایجاد بخش مسوول این پروسه وسیع، مهم، نهایت زیبا، جادویی و جالب نخستین گام را در امر ایجاد تهداب فلم های انیمیشن در کشور برداشت.

دلم می خواهد در فرجام صحبت حرفی را که نزدم نهایت مهم است به زبان آرم:

من از همه آنهایی که به دنیای سحرانگیز و رویای تصاویر متحرک عشق می ورزند و قلبا آرزومند انجام کارهایی در زمینه بوده، حوصله و پشتکار انجام آن را دارند می طلبم تا با ما بپیوندند. ما افتخار خواهیم داشت تا آنها را در جمع کوچک دوستان خویش بپذیریم و با یاری و معاونت ایشان کارهای اساسی، جالب و موثر را در زمینه انجام دهیم.

خوب آقای هژبر! در پهلوی دردهای دیگر پیکر هنری در وطن این درد شما را نیز می شود احساس کرد. اما آنچه ارزش دارد پایایی آدمک های تان در زنده گی مطبوعات وطن است. باز آنچه ارزش دارد این است که امروز علاقمندان کار شما این را قبول کرده اند که از شما بایست توقع بیشتر و بیشتر داشت. آنچه شما گفتید ما نشر می کنیم و دیگران می خوانند. امید گفته های تان کاری کند که گفته اند: “اگر در خانه کس است، یک سخن بس است”….

(متاسفانه متن كامل این مصاحبه موجود نیست.)

Leave a Reply