دربارهء من

“دو ستارهء پرفروغ در آسمان هنر و ادب کشور ما”

نیمهء دوم دههء شصت خورشیدی شاید یکی از پر تپش ترین برش های حیات نسل کنونی ما از بیست ساله تا هشتاد ساله باشد. در این سالها بر کابل فضای اضطراب سایه افگنده بود. در شهر در مجموع سوال “بودن و نبودن” تمام قد در برابر همگان خودنمایی می کرد. در پندارها، در گفتارها و در رفتارها تضادی می دیدی شگرف و سرسام آور که حتی استوارترین و “مومن” ترین آدم ها را به “آیین” اعتقادی شان، شام باورمند و فردا بی باور می ساخت. ... ادامه

” آدم های که می خندانند و می گریانند”

يك بخشی ازگفتگوی صباالدين رهش با هژبر شینواری مجلهء سباوون سال اول، شماره ششم، شماره مسلسل دوازده، سنبله 1367 خورشیدی/کابل، افغانستان خوب آقای هژبر لطفا بگویید که برای کودکان در عرصه کار تان چه خدمتی کرده اید؟ در مطبوعات کشور ما زمینه کار برای کودکان و اطفال و داشته های برای آنها اندک بوده است و دست اندرکاران هنر و ادبیات نیز در مورد کمتر توجه نموده اند. من چون اثری مطبوع برای کودکان ندارم می توان گفت که تا اکنون ... ادامه

گام های نخست در راه بزرگ

«هژبر شینواری و گروپ کوچکش نخستین سازنده گان فلم انمیشن در افغانستان» مصاحبه کننده پلوشه حبیبی مجله جوانان امروز/ سال دوم، شماره دوم/ جوزا و سرطان 1367  از جملهء آن انسان هایست که در یافتنش اشکالی در کار نیست. این یافتن چه دیدار با او در محل کارش باشد، یا یافتن معنوی او. در نخستین برخورد صمیمیت و عریانی معصومانه و کودکانهء کلامش توجه را به خود می کشاند. فکر می کنم از جمله آن محدود خوشبخت هایی است که تمام حیاتش با ... ادامه

سفر به یک دنیای سحرانگیز و رویایی

سفری به دنیای سحرانگیز و رویایی کارتون های هژبر شینواری مجله” گلستان هنر”کابل – افغانستان مجله خانگی، ادبی، هنری، برای نوجوانان و جوانان سال ششم، شماره مسلسل 53، شماره بهاری 1371، کابل، افغانستان «يك بخش ازگفتگو با هژبرشینواری»  دوستان عزیز، همدلان و همزبانان گرانقدر، بعد از تقدیم سلام ها و حرمت بی پایان خدمت تک تک شما! زمانی که خامه را برداشتم تا حسب خواهش دوست محترم و گرانقدرم نیلاب جان پژواک در رابطه با ... ادامه
1 2 3