نگاشته ها

پنجرهء سبز

دختر میان باغچه نشسته است. از شاخچه های نرم و باریک درخت سنجد تکری می بافد. پهلویش گلدانی گل قرار دارد. بالای گلدان چند لاله طور طفلانه رسم شده و میان گلدان لاله یی سرخ روییده است. لاله زیبا است. برگ های سبز و ترد دارد. ساقه اش راست و شکننده است. گلبرگ های سرخ لاله هنوز باز نیست. دختر خم شد و با آبپاش سبزرنگ به گلدان آب داد. قطرات آب بر برگ های لشم گل چون دانه های الماس درخشید. دختر خندید. او در خزان سال گذشته پیاز لاله ... ادامه

اسیران

ساعتی است که خسته شده ایم. دیگر خسته شده ایم. چون دو توته گوشت کوفته شده در برابر هم نشسته ایم. چشمان ما به تاریکی عادت گرفته است و با نگاهی تلخ به هم می بینیم. احساس می کنیم به شدت از هم نفرت داریم. ولی هنوز باور ما نمی آید. باور ما نمی آید که چون دو موش به این تلک گرفتار شده باشیم. می خواهم برخیزم و باز هم داد و فریاد بزنم اما می دانم که نمی توانم. به دست هایم می بینم، خون آلود است. به شدت احساس درمانده گی می کنم. باز به ... ادامه
1 3 4 5